|
❤ ‿❤ اشک باران ❤ ‿❤ عاشقانه و عارفانه |
|||
|
. منزلگه عشاق دل آگاه حسین است ، بیراهه نرو ساده ترین راه حسین است ، از مردم گمراه جهان راه مجویید ، نزدیكترین راه به الله حسین است
۷.به سر غیر از تو سودایی ندارم یا حسین جان ، به دل جز تو تمنایی ندارم یا حسین جان ، خدا داند كه در بازار عشقت ، به جز جان هیچ كالایی ندارم یا حسین جان چهارشنبه 16 اسفند 1391 :: 14:00 :: نويسنده : ashkbaran
.قیامت بی حسین غوغا ندارد"شفاعت بی حسین معنا ندارد"حسینی باش كه در محشر نگویند"چرا پرونده ات امضاء ندارد
۲.آبروی حسین به كهكشان می ارزد ، یك موی حسین بر دو جهان می ارزد ، گفتم كه بگو بهشت را قیمت چیست ، گفتا كه حسین بیش از آن می ارزد
۳.ماه خون ماه اشك ماه ماتم شد ، بر دل فاطمه داغ عالم شد . فرا رسیدن ماه محرم را به عزادارن راستینش تسلیت عرض میكنم
۴.با آب طلا نام حسین قاب کنید
با نام حسین یادی از آب کنید
خواهید مه سربلند و جاوید شوید
تا آخر عمر تکیه بر ارباب کنید
فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد چهارشنبه 16 اسفند 1391 :: 13:59 :: نويسنده : ashkbaran
.امروز خدا یک گل به زمین هدیه داد . زمین اون گل رو به دست سرنوشت داد و سرنوشت اون گل رو توی قلب من کاشت تا باغچه خالی قلبم جایگاه یک گل باشه . گل یاسمنم تولد مبارک
۲.الهي هميشه مثل چراغ راهنمايي باشي . لپت هميشه قرمز روي دشمنات زرد دلت هميشه سبز تولدت مبارك
۳.آهنگ خوش سه تار تقديم تو باد ، آرايش گلهاي بهار تقديم تو باد . گويند كه عشق هديه پاك خداست ، اين هديه هزار بار تقديم تو باد . تولدت مبارك
روزي كه به دنيا اومدي داشت باروون ميومد اما اون روز هوا اصلا ابري نبود. اين فرشته ها بودن كه داشتن گريه مي كردن چون يكي ازشون كم شده بود... تولدت مبارک.
چهارشنبه 16 اسفند 1391 :: 13:56 :: نويسنده : ashkbaran
1. امشب رحمت دوست جاریست، مانند رود، نه! مانند باران، اگر دلتان لرزید، بغضتان ترکید، کسی اینجا محتاج دعاست، اگر یادتان بود باران گرفت دعایی به حال من بیابان کنید.
2. امشب سر مهربان نخلى خم شد،،، در كيسه نان بجاى خرما غم شد/ در كنج خرابه ها زنى شيون كرد ،،، همبازى كودكان كوفه كم شد..
3. باشورحسينى وصلابت حسنى درسوگ علي مىگرييم. دعايتان توشه ي بي برگي ما
4. امشب تمام آينه ها را صدا كنيد. گاه اجابت است رو به سوي خداكنيد. اي دوستان آبرودار در نزد حق، درنيمه شب قدرمرا هم دعا كنيد.
7. از عرش صدای ربنا می آید
8. گويند كريم است و گنه مي بخشد......گيرم كه ببخشد زخجالت چه كنم
9. قاآني:شرمنده از آنيم که در روز مکافات/اندر خور عفو تو نکرديم گناهي
10. میگن هر موقع آب می نوشی بگو "یا حسین" این روزا وقتی آب می بینی و نمی نوشی ، آروم بگو "یا ابا الفضل"
11. یا رب ز تو امروز عطا می طلبم
12. یکی ازبهترین وقت های دعا که مستجاب میشه وقتی هست که از همه چیز نا امید
13. ز مردم دل بكن ياد خدا كن . خدا را وقت تنهايي صدا كن . در آن حالت كه اشكت مي چكد گرم . غنيمت دان و ما را هم دعا كن
14. كاش در اين رمضان لايق ديدار شوم / سحري با نظر لطف تو بيدار شوم
15. مارا به دعا كاش نسازند فراموش / رندان سحرخيز كه صاحب نفسانند چهارشنبه 16 اسفند 1391 :: 13:55 :: نويسنده : ashkbaran
1.پدرم : منی که پدر شده ام می دانم چه رنجهایی برای من کشیدی. من می دانم که با چه سختی هایی نیازهای من را بر طرف کردی ، پدرم قسم به تمام روزهای سرد و گرم که برایم زحمت کشیدی دوستت دارم و خیالت برایم تکیه گاه است ... روزت مبارک .
2.علی پا به این دنیا گذاشت و قلب عاشقان را محسور کرد و همگان را با انسانی آشنا کرد که پدر تمامی آفریدگان پروردگارش لقب گرفت روز پدر مبارک
3.روز مرد رو به مرد راستینی که مقام زیبای مردانگی رو درک کرده تبریک میگم . روزت مبارک
4.تبریک به كسی كه نمی دانم از بزرگی اش بگویم یا مردانگی، سخاوت، سكوت، مهربانی و... بسیار سخت است ... پدرم روزت مبارک
5.ای تکیه گاه محکم من، ای پدر جان ، ای ابر بارنده ی مهر و لطف و احسان
6.باش و با بودنت باعث بودن من باش . روزت مبارک . از صميم قلب دوستت دارم..
7.باور کن ماه هاست زیباترین جملات را برای امروز کنارمی گذارم، اما امشب همه جملات را فراموش کرده ام، همینطور بی وزن و بی هوا آمدم بگویم . چهارشنبه 16 اسفند 1391 :: 13:36 :: نويسنده : ashkbaran
1. K A R A B O M
O N E L A S
!!!!!! ziyad zo0r azan bar ax bekho0nesh
2. (:))))>< (:))))>< (:))))>< (:))))>< (:))))>< (:))))>< (:))))>< (:))))>< (:))))>< yadet bashe man avalin kesi bo0dam ke barat mahie eyd ferestadam!
3. من نام کسی نخوانده ام الا تو ٬ با هیچ کسی نمانده ام الا تو عید آمد و من خانه تکانی کردم ٬ از دل همه را تکانده ام الا تو
4. دم همه اونایی که تو خونه تکونی دلشون مارو دور ننداختن گرم٬قول میدیم کم جا بگیریم شب آرامی بود می روم در ایوان، تا بپرسم از خود
زندگی یعنی چه؟
مادرم سینی چایی در دست
گل لبخندی چید ،هدیه اش داد به من
خواهرم تکه نانی آورد ، آمد آنجا
لب پاشویه نشست
پدرم دفتر شعری آورد، تکیه بر پشتی داد
شعر زیبایی خواند ، و مرا برد، به آرامش زیبای یقین
:با خودم می گفتم
زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
رود دنیا جاریست
زندگی ، آبتنی کردن در این رود است
وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم
دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟
هیچ!!!
زندگی ، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند
شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری
شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت
زندگی درک همین اکنون است
زندگی شوق رسیدن به همان
فردایی است، که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
ظرف امروز، پر از بودن توست
شاید این خنده که امروز، دریغش کردی
آخرین فرصت همراهی با، امید است
زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک
به جا می ماند
زندگی ، سبزترین آیه ، در اندیشه برگ
زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود
زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر
زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ
زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق
زندگی، فهم نفهمیدن هاست
زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست
آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم
در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم
پرده از ساحت دل برگیریم
رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم
زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است
وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست
زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند
چای مادر، که مرا گرم نمود
نان خواهر، که به ماهی ها داد
زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت
زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ست
من دلم می خواهد
قدر این خاطره را دریابیم.
سهراب سپهری چهارشنبه 16 اسفند 1391 :: 13:25 :: نويسنده : ashkbaran
کاش میشد هیچکس تنها نبود کاش میشد دیدنت رویا نبود گفته بودی باتو میمانم ولی رفتی و گفتی که اینجا جا نبود سالیان سال تنها مانده ام شاید این رفتن سزای من نبود من دعا کردم برای بازگشت دستهای تو ولی بالا نبود باز هم گفتی که فردا میرسی کاش روز دیدنت فردا نبود … چهارشنبه 16 اسفند 1391 :: 13:21 :: نويسنده : ashkbaran
چه زیبا بود اگر یک دم ،نگاهم را تو می دیدی ز خلوتگاه احساسم، غمم را زود می چیدی
چه زیبا بود اگر با هم، رفیق عشق می بودیم
و می گفتیم تا دنیاست، کنار عشق خشنودیم
چه زیبا بود یک لحظه، بگویم عاشقت هستم
و دستانت پر از امید، بیارامند در دستم
چه زیبا بود ،اما حیف که من تنها پریشانم و می دانم که می دانی، و میدانی که میدانم آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
|||
|
|
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید