❤ ‿❤ اشک باران ❤ ‿❤
عاشقانه و عارفانه
 
 
پنج‌شنبه 10 بهمن 1392 :: 16:56 ::  نويسنده : ashkbaran

 می توان در قلب های بی فروغ

لحظه ای برقی زد و خورشید شد

می توان در غربت داغ کویر

آن ابری که می بارید شد

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب ...


پنج‌شنبه 10 بهمن 1392 :: 16:46 ::  نويسنده : ashkbaran

 

رفت تنهایی، آمد جای آن یک عشق آسمانی

شکست شیشه غمها،شد روزگارم مثل آن روزها،روزهایی که با تو بودم و تو در کنارم،

مگر اینکه این روزها تنها از درد دلتنگی بنالم!

ناله های من نیز همراه با نفسهای دلتنگیست

این حال و هوایی که در من میبینی همیشگیست،

همین یک ذره غباری هم که بر روی دلم نشسته از خستگی لحظه های دوریست.



پنج‌شنبه 10 بهمن 1392 :: 16:38 ::  نويسنده : ashkbaran

 دلــَم میخـواهد جـا خـوش کنــَم

  

در دنـج تریــن جای ِ کافــه ای

  

سیــگار پشـت ِ سیـگار دود کنـَم و

 

کـَکـَم هم از رفتـنَش نگــَزد ...

  

بعــدش یـِک فنجــان قهــوه ِ تلــخ ِ تلــخ سفـآرش بدهَم و

 

با تلــخی ِ وجــودم سـَر بکـِشَم ...

  

بعــدَش کـه تلخــی تمــام ِ وجـودم را گرفـت ,


 

اشــک هایـَم را پـآک کنــم و

  

آن لبخنــد ِ تظاهـُر آمیز را بزنــم و

 

کافــه را تــَرک کنــَم ...



شنبه 05 بهمن 1392 :: 09:30 ::  نويسنده : ashkbaran

 

وقتـــی نخـــواستنـت......


آروم بـکــش کـنـــــار......!


غــــم انـگیـــــز اسـت اگـــر تـــو را نـخـــواهـــد؛


مســـخـره اســت اگـــر نفهمــــی؛


احــمقـــانـــه اســت اگــــر اصــرار 
کـنــ ♥ـی ......



شنبه 05 بهمن 1392 :: 09:27 ::  نويسنده : ashkbaran

 پیامک و اس ام اس دلتنگی بهمن ۹۲

توی این پست پیامک ها و اس ام اس های کوتاه و زیبای عاشقانه با موضوع دلتنگی تقدیم حضورتون میشه.

" امیدوارم که هیچ موقع دلتنگ کسی نباشید "


کاش به جای دلم گلویم تنگ می شد

هوا نمی رسید و خلاص …
•

خدایا این روزها کمی مرا تلاوت کن

شاید ختم شد جز هزارم دلتنگی ام
•

دلتنگ روزهایی هستم که

معنای خداحافظ تا فردا بود
•

همه چیز با تو شروع شد

اما هیچ چیز بدون تو تمام نمی شود

حتی همین دلتنگی های من !
•

از اینجا که هستم تا آنجا که هستی

وجب به وجب دلتنگم !


.…::: بقیه اس ام اس های سنگین دلتنگی
 در ادامه مطلب :::…



ادامه مطلب ...


شنبه 05 بهمن 1392 :: 09:18 ::  نويسنده : ashkbaran

 "زندگـــــی "

معنـــی پیچیده ای نــدارد !

همین که 
" تـــــو " باشــی . . .

این ، تمـــــــام زندگی است ...!!!



جمعه 04 بهمن 1392 :: 14:36 ::  نويسنده : ashkbaran

 کـوتـاه مـی گـویـم

" دوسـتتـــ دارمـــ "

اما..

از دوست داشـتـنـت ،

کـوتـاه نـمـی آیم...



پنج‌شنبه 03 بهمن 1392 :: 21:02 ::  نويسنده : ashkbaran

 

چتر ها را باید بست .

زیر باران باید رفت.

فکر را خاطره را زیر باران باید برد

با همه مردم شهر زیر باران باید رفت .

عشق را زیر باران باید جست .

زیر باران باید با زن خوابید .

زیر باران باید بازی کرد.

زیر باران باید چیز نوشت .

حرف زد ، نیلوفر کاشت .

زندگی تر شدن پی در پی

زندگی آبتنی کردن در حوضچه ی اکنون است...

لب دریا برویم

و بپاشیم میان دو هجا تخم سکوت

و نترسیم از مرگ ...

                                                              (( سهراب سپهری ))



پنج‌شنبه 03 بهمن 1392 :: 20:55 ::  نويسنده : ashkbaran

  در میان من و تو فاصله هاست

گاه می اندیشم

می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری

تو توانایی بخشش داری

دستهای تو توانایی آن را دارد

که مرا زندگانی بخشد

چشمهای تو به من می بخشد شور عشق و مستی

و تو چون مصرع شعری زیبا

سطر برجسته ای از زندگی من هستی

دفتر عمر مرا با وجود تو

شکوهی دیگر

رونقی دیگر هست

می توانی تو به من زندگانی بخشی

یا بگیری از من آنچه را می بخشی

من به بی سامانی ، باد را می مانم

من به سرگردانی ، ابر را می مانم

من به آراسته گی خندیدم

منه ژولیده به آراسته گی خندیدم

سنگ طفلی  اما

خواب نوشین کبوتر ها را در لانه می آشفت

قصه ی بی سر و سامانی من

باد با برگ درختان می گفت

باد با من می گفت :

" چه تهی دستی مرد ! "

ابر باور می کرد

من در آئینه رُخ خود دیدم

و به تو حق دادم

آه ... می بینم ، میبینم

تو به اندازه ی تنهایی من خوشبختی

من به اندازه زیبایی تو غمگینم

چه امید عبثی

من چه دارم که تو را در خور ؟!

هیچ !

من چه دارم که سزاوار تو ؟!

هیچ !

تو همه هستی من

هستی من

تو همه زندگی من هستی

تو چه داری ؟! .... همه چیز

تو چه کم داری ؟! ...هیچ !

بی تو در می یابم

چون چناران کهن

از درون تلخی واریزم را

کاهش جان من ، این شعر من است

آرزو می کردم که تو خواننده ی شعرم باشی

راستی .... شعر مرا می خوانی ؟!

باورم نیست که خواننده ی شعرم باشی

نه .... دریغا ، هرگز

کاشکی شعر مرا می خواندی !!!



پنج‌شنبه 03 بهمن 1392 :: 20:48 ::  نويسنده : ashkbaran

 گاهی باخودم میگویم

کاش عقب مانده بودم

آنوقت اگر چیزی می خواستم زود برایم فراهم می کردند

نمی گفتند خودت برو کار کن و نون خودت رو خودت در آور

دیگران نگران حرف زدم نبودم

هر چه را می خواستم به زبان می آوردم

کسی هم دلگیر نمی شد

می گفتند اشکال ندارد بیمار است

نگران زندگی آینده ام نبودم

نه دنبال دختر پاکی می گشتم

نه منتظر آمدن مردی با اسب سفید بودم

آزادانه زندگی می کردم

نه گشت ارشاد به خاطر مانتو کوتاهم مرا میگرفت

نه  به خاطر قدم زدن شب داد بازداشتگاه بودم

دیگر لازم نبود به خاطر داشتن مزاحم تلفنی خطم را عوض کنم

چون اگر پاسخ اش را میدادم دیگر به من زنگ نمی زد

و زیباتر این است که زمانی که می مردم به بهشت می رفتم

زیرا می گویند چون این دسته آدم ها در زمین به راحتی  زندگی نمی کنند

به بهشت می روند

و نمی دانند که من بهترین زندگی را داشتم و آخر هم به بهشت میروم



درباره وبلاگ


موضوعات
تلگرام
تسلیت.... کاش می شد … مجموعه جملات زیبا و عاشقانه بسیار ناب و رمانتیک خاص 96 – 2017 عشق من.... عشق .... دوستت دارم ... برهان عشـق…
پيوندها
نويسندگان
 
 
 

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید