|
❤ ‿❤ اشک باران ❤ ‿❤ عاشقانه و عارفانه |
|||
|
شنبه 07 دی 1392 :: 15:00 :: نويسنده : ashkbaran
![]() به سلامتیه نسل من که خسته شد از بس
دزدکی دوست داشت... دزدکی زنگ زد...... دزدکی زیر پتو اس م اس بازی کرد.... دزدکی عاشق شد.... دزدکی بوسید... دزدکی حرف زد... دزدکی در آغوش گرفت... دزدکی عشق بازی کرد...
![]() یک شــب ِآروم میخــــواد … بــا آهنگــــی رومــــــانتیک…
چنــــد تا شمــــــع … و یک عالمــــــه تــــو… که بــه دنیــــا بگـــــــم … خــــداحـــــافـــــــظ … دنیــای مــن کســــی ست… که در آغـــــوشش جــان میدهــــم… یعنـــی « تــــــــــ♥ــــــو »
شنبه 07 دی 1392 :: 14:53 :: نويسنده : ashkbaran
هیـــــچوقت کســی رو پــس نــزن کــه
گاهی که دلتنگ می شدم
می گفتی: دلتنگی هایت را بنویس !
چندی ست اینجا می نویسم و دلشادم !
از اینکه احساس می کنم ” شــــاعــــــر” شده ام !
امشب که دلم شعر نمی خواهد چه کنم ؟
از دلتنگی ات “دیـــــــوانــــه” شده ام !!
پیشنهاد بهتری داری ؟!؟! شنبه 07 دی 1392 :: 14:44 :: نويسنده : ashkbaran
♥ دوست داشتـטּ یعنے ...♥ شنبه 07 دی 1392 :: 14:36 :: نويسنده : ashkbaran
![]() موهای یک زن خلق نشده
برای پوشانده شدن یا برای باز شدن در باد یا جلب نظر یا برای به دنبال کشیدن نگاه موهای یک زن خلق شده
برای عشقش که بنشیند شانه اش کند , ببافد و دیوانه شود... عطر مو های یک زن فراموش شدنی نیست! وقتی خدا می خواست تو را بسازد چه حال خوشی داشت، چه حوصله ای ! این موها، این چشم ها .... خودت می فهمی؟ من همه این ها را دوست دارم. دوست دارم یه بار بشینم موهاتو شونه کنم یه چند تارش بریزه .بگم اینارو میبینی ؟؟؟ بگی اره ..!!! منم بگم با همه دنیا عوضش نمیکنم دنیــــا فهمـید خیلی حــقیر است وقتی گفتم : یک تارمــوی "تــــــــــ♥ـــــــو " را به او نمیدهم...
شنبه 07 دی 1392 :: 14:31 :: نويسنده : ashkbaran
همه چیز را.... که نه من سد راه تو باشم و نه تو مجبور به ماندن.... نگران نباش.... قول میدهم کسی جای تو را نمیگیرد... اما فراموشم کن..... بخند... تو که مقصر نبودی... من این بازی را شروع کردم... خودم هم تمامش میکنم... میدانی؟؟؟؟؟؟؟؟ گاهی نرسیدن زیباترین پایان یک عاشقانه است.... بیا به هم نرسیم...!!!
شنبه 07 دی 1392 :: 14:28 :: نويسنده : ashkbaran
اي كــــاش يــاد ميگرفتم اگر در رابــطه اي "حــــرمتم " زير ســوال رفــت براي هــميشه با آن رابــــطه خــداحافــظي کــنم و به طــور احــمقانه اي منتــظر معجــزه نــمانم..
ادامه مطلب ... آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
|||
|
|
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید