❤ ‿❤ اشک باران ❤ ‿❤
عاشقانه و عارفانه
 
 
دوشنبه 05 اسفند 1392 :: 09:39 ::  نويسنده : ashkbaran

 وقـتی یـه چـیــزی بـهـت میـگـه حـــرصـت دراد...


بـرمـیگــردی و بـا اخـــم نـگاش میـکـنی و یــه ضــربـه مـیـزنی

بـه بـازوش کـه بـگی خـیلی بـدی...

امــا تنـهـا کاری که اون مـیکنـه یـه لبـخـنـد مـیـزنـه و مـیگـه :

زدی؟!...مـنــو زدی؟بـاشه...!

قـهــر مـیکـنـه و روشـو بـرمـیگـردونـه ...

اونـجــاس کـه دلـت میـگیـره...

اسـمشـو بـا تـمــام عـشـق صــدا میـکـنی

دسـتـاتـو میـگیـره و میـگـه جــونـم؟

 شــوخی کــردمــو مـیـبرتـت تـو آغـوشـش....

چـشـاتــو میـبنـدی و دلــت آروم میـگـیـره!!!

اونـجــاس کــه مـیگی خــدایــا ازم نـگـیـرش...



درباره وبلاگ


موضوعات
تلگرام
تسلیت.... کاش می شد … مجموعه جملات زیبا و عاشقانه بسیار ناب و رمانتیک خاص 96 – 2017 عشق من.... عشق .... دوستت دارم ... برهان عشـق…
پيوندها
نويسندگان
 
 
 

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید