|
❤ ‿❤ اشک باران ❤ ‿❤ عاشقانه و عارفانه |
|||
|
خسته ام از تظاهر به ایستادگی زور که نیست دیگر نمیتوانم بی دلیل بخندم و با لبخندی مسخره وانمود کنم که همه چیز رو به راه است زور که نیست
اصلا دیگر نمی خواهم بخندم
می خواهم لج کنم
با خودم با همه ی دنیا !!!
چقدر بگویم فردا روز دیگریست!!!
و امروز بیاید و مثل هر روز باشد !!!
آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
|||
|
|
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید