|
❤ ‿❤ اشک باران ❤ ‿❤ عاشقانه و عارفانه |
|||
|
جمعه 08 شهریور 1392 :: 19:30 :: نويسنده : ashkbaran
من به تنهایی هایم بسنده خواهم کرد
...
به افکارم به چشمانم و به گامهایم که بی تو ، میل به هرزگی دارند خاموشی خواهم افکند!
من به پای آن روز که قرعه عشق به نام ما خواهد افتاد، هوس هایم را به بیراهه نخواهم کشاند و رشته افکارم را، به قدرت بی همتای عشق وصله خواهم زد.
من به عشق امید دارم...
که امید دارم در شبی بارانی، از واپسین کوچه های قلبم که عمریست رنگ بی رنگی تنهایی گرفته اند، عبور خواهی کرد و با عطر نفس هایت ، وجود دوباره ای برایم خواهی ساخت.
آن شبی که دیگر بودنم،برای من واحد نخواهد بود آن شبی که به خدایمان عاشقانه لبخند خواهیم زد.
من به آن روزها امید دارم و به خاطرت، و تنها به خاطرت، در سخت ترین و دردناک ترین ثانیه ها خواهم ماند و خواهم ایستاد.
و تنها به خاطرت، این بودنم را با عشق خواهم ستود...
آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
|||
|
|
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید