❤ ‿❤ اشک باران ❤ ‿❤
عاشقانه و عارفانه
 
 
چهارشنبه 16 اسفند 1391 :: 14:34 ::  نويسنده : ashkbaran

 قطار می رود، تو میروی، تمام ایستگاه میرود و من چقدرساده ام که سال های سال در انتظار تو کنار این قطار رفته ایستاده و هم چنان به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام !
::
::
تو را در باد گم کرد و به انتظار نشست و نمی دانست مسافران باد را بازگشتی نیست . . .
::
::
قــول بــده کــه خــواهــی آمــد
امــا هــرگــز نیــا!
اگــر بیــایــی
هــمه چیــز خــراب می شــود!
دیــگر نــمی تــوانــم
اینــگونــه بــا اشتــیاق
بــه دریــا و جــاده خیــره شــوم!
مــن خــو کــرده ام
بــه ایــن انتــظار،
بــه ایــن پــرســه زدن هــا
در اسکــله و ایستــگاه!
اگــر بیــایــی
مــن چشــم بــه راه چــه کســی بمــانــم؟
::
::
نیستی و نمیدانی در انتظارِ تو کاسه ی صبر که هیچ ! صبر کاسه هم لبریز شده !
::
::
هر شب که انتظارت را می برم به روز / شرمنده ام که بی تو نفس میکشم هنوز
::
::
گیرم اندوه تو خواب است و نگاه تو خیال
پس دلم منتظر کیست عزیز این همه سال؟
پس دلم منتظر کیست که من بی خبرم؟
که من از آتش اندوه خودم شعله ورم؟
ماه یک پنجره وا شد به خیالم که تویی
همه جا شور به پا شد به خیالم که تویی…




درباره وبلاگ


موضوعات
تلگرام
تسلیت.... کاش می شد … مجموعه جملات زیبا و عاشقانه بسیار ناب و رمانتیک خاص 96 – 2017 عشق من.... عشق .... دوستت دارم ... برهان عشـق…
پيوندها
نويسندگان
 
 
 

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید