❤ ‿❤ اشک باران ❤ ‿❤
عاشقانه و عارفانه
 
 
سه‌شنبه 15 اسفند 1391 :: 20:04 ::  نويسنده : ashkbaran

 

سردم شده است و از درون می سوزم

حالا شده کار هر شب و هر روزم

تو شعر مرا بپوش سرما نخوری

من دکمه ی این قافیه را می دوزم
.
.
سوختن با تو به پروانه شدن می ارزد

عشق این بار به دیوانه شدن می ارزد

گرچه خاکسترم و هم سفر باد ولی

جستجوی تو به بی خانه شدن می ارزد
.
.
شاید فراموشت شدم ، شاید دلت تنگه برام

شاید بیداری مثل من ، به فکر اون خاطره هام

شاید تو هم شب که میشه میری به سمت جاده ها

بگو تو هم خسته شدی مثل من از فاصله ها
.
.
زبانم را نگاه خسته ات بست

زمستان با زمستان ها بپیوست

نگاهت لرزشی انداخت در دشت

دلم چون متن یک آیینه بشکست
.
.
باز هم از یاد تو ، شعله به پا خواسته

آتش سرخش ز نور ، قلب من آراسته

زردی روی مرا ، نیک تماشا نما

شمع وجود من از دوری تو کاسته
.
.
اینجا به جز درد و دروغ ، همخانه ای با ما نبود

در غربت من مثل من ، هرگز کسی تنها نبود

عشق و شعور و اعتقاد ، کالای بازار کساد

 

سوداگران در شکل دوست ، بر نارفیقان شرم باد

 




درباره وبلاگ


موضوعات
تلگرام
تسلیت.... کاش می شد … مجموعه جملات زیبا و عاشقانه بسیار ناب و رمانتیک خاص 96 – 2017 عشق من.... عشق .... دوستت دارم ... برهان عشـق…
پيوندها
نويسندگان
 
 
 

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید