|
❤ ‿❤ اشک باران ❤ ‿❤ عاشقانه و عارفانه |
|||
|
جمعه 02 خرداد 1393 :: 16:37 :: نويسنده : ashkbaran
وقتی دو قلــ♥ــب برای یکـدیگر بتپد…
دوستت دارم
حرف های زیادی بلد نیستم
یـه وقـتهـایـی دلــت مـیـخـواد یــه پـــرانــتـز بــاز کـنـی، کـسـى کــه دوسـش داری رو بـــذاری تــوش ! بــعـد پــرانـتــز رو بـبــنـدی ، کـه مـبـادا دسـت احـــد الـنـــاسـی بـهـش بـرسـه ..!
برای دوست داشتنت محتاج دیدنت نیستم... اگر چه نگاهت آرامم می کند محتاج سخن گفتن با تو نیستم اگر چه صدایت دلم را می لرزاند محتاج شانه به شانه ات بودن نیستماگر چه برای تکیه کردن ، شانه ات محکم ترین و قابل اطمینان ترین است! دوست دارم ، نگاهت کنم ... صدایت را بشنوم...به تو تکیه کنم دوست دارم بدانی ،حتی اگر کنارم نباشی ... باز هم ،نگاهت می کنم
همیشه با منی ،و همیشه با تو هستم، هر جا که باشی!......
آغوشت را برویم بازکن تن خسته ام را نوازش درگوشم ازعشق بخوان وقتی میگویی دوستت دارم به چشمانم خیره شو من پاسخ هردوستت دارم را با بوسه ای پاسخ خواهم داد بگو دوستت دارم میخواهم بوسه بارانت کنم
درانتظاردیدنت ناامید نشسته ام خاطراتت را مرورمیکنم خط به خط لحظه به لحظه گویی که روبه رویم نشسته ای لبخند میزنی پنهان می کنم از چشم هایت دلتنگی را راز ها را راستی می دانی؟ انتظار کشنده است مثل مرور هر لحظه ی خاطرات تو
تمام لحظه لحظه نبودنت پراست ازعطرحضورت وقلبم سرشارازتوست خاطراتت ازگوشه گوشه ذهنم سرک میکشند لبخند میزنم به رویای زیبایی که برایم می سازی
میدانم به یادم هستی میدانم نگاهت مرا دنبال میکند می دانم دریچه کوچکی ازقلبت رابه رویم بازکرده ای می دانم مرا مثل گلدان کوچک اتاقت دوست میداری کاش بودی ومن شعرهایم را وقتی که درچشمانت خیره مانده ام میخواندم تولبخند میزدی ومن تمام احساسم را درنگاهت غرق میکردم
آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
|||
|
|
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید