|
❤ ‿❤ اشک باران ❤ ‿❤ عاشقانه و عارفانه |
|||
|
دوشنبه 12 آبان 1393 :: 10:16 :: نويسنده : ashkbaran
اینجا جای عجیبی ستــ هر روزم به روزمرگی بر پشت این میز های کوچک می گذرد
آنقدر آنها را کوچک ساخته اند که
زانوهایم به زانوهایت می چسبد اما آن کافه چی نمی داند که
هر چند میزهایش کوچک باشد و تو به من نزدیک تر دل ها که دور باشد
حتی اگر هم نفسش باشی و هم نفست نباشد باز هم غریبه ای
حتی در این نزدیکــــی...
آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
|||
|
|
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید