|
❤ ‿❤ اشک باران ❤ ‿❤ عاشقانه و عارفانه |
|||
|
چتر ها را باید بست . زیر باران باید رفت. فکر را خاطره را زیر باران باید برد با همه مردم شهر زیر باران باید رفت . عشق را زیر باران باید جست . زیر باران باید با زن خوابید . زیر باران باید بازی کرد. زیر باران باید چیز نوشت . حرف زد ، نیلوفر کاشت . زندگی تر شدن پی در پی زندگی آبتنی کردن در حوضچه ی اکنون است... لب دریا برویم و بپاشیم میان دو هجا تخم سکوت و نترسیم از مرگ ... (( سهراب سپهری ))
آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
|||
|
|
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید